تبليغاتX
علاقمندان رشد ایران
طرح امنیت اجتماعی و سردار

 مدتهاست که در محیط مجازی به دلیل آزادی بیشتری که دارد در مورد مساله دستگیری فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، یادداشت، مقاله، متلک و یا تحلیل می نویسند و در نوشته های خود حرف های مختلف و اتهامات گوناگون به خصوص در حوزه ی مسائل شخصی و اخلاقی مطرح می کنند. قطعاً طرح وسیع این مساله بین جوانان و وبلاگ نویسان و رسانه های غیررسمی دلیلی بیش از انجام یک تخلف از سوی یک شهروند دارد. برخورد وسیع و خشن تابستان گذشته با دختران و حتی پسران با عنوان طرح امنیت اجتماعی که تعداد فراوانی از دختران و پسران را به نیروی انتظامی کشاند و دلهره های اجتماعی زیادی را به درون خانواده ها برد و آسیب های روحی زیادی به جوانان وارد آورد و همه این ها توسط نیروی انتظامی بود، باعث شد که دستگیری یا شایعه ی مسائل اخلاقی اینقدر بازتاب وسیعی در بین جوانان داشته باشد. در این میان البته فرمانده نیروی انتظامی کشور در مصاحبه ای از فرمانده زیر دستش حمایت کرد و خیلی از شایعات را اثبات شده ندانست. حق هم همین است. هنوز تا جرمی از نظر قانونی اعلام نشده است نباید رسانه ای شود. این روحیه ی پر تسامح در برخورد با همکار از سوی فرمانده نیروی انتظامی کاری در خور تقدیر است اما کاش بخش کمی از این تسامح هم در ارتباط با دختران و پسران صورت می گرفت که تابستان بسیار پردلهره ای را گذراندند.

 

نقل مستقیم از وبنوشت - وبلاگ جناب آقای ابطحی

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:53  توسط تمیس  | 

سالگرد قطع رابطه با آمریکا و پیام رهبر انقلاب اسلامی ایران
پانزدهم فروردین ماه مصادف با سالگرد قطع رابطه آمریكا با جمهوری اسلامی ایران است.
در پی این اقدام، حضرت امام خمینی(س) بنیانگذار جمهوری اسلامی، در پیامی خطاب به ملت ایران به بیان مواضع‌شان در ارتباط با این حادثه سیاسی پرداختند كه متن كامل آن در پی می‌آید.
«بسم الله الرحمن الرحیم.
ملت شریف ایران! خبر قطع رابطه بین ایران و آمریكا را دریافت كردم و اگر كارتر در عمر خود یك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یك ملت به‌پاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین‌المللی با یك چپاولگر عالم‌خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیك می‌گیریم؛ چون كه این قطع رابطه، دلیلی بر قطع امید آمریكا از ایران است. ملت رزمنده ایران، این طلیعه پیروزی نهایی را كه ابرقدرت سفاكی را وادار به قطع رابطه ـ یعنی خاتمه‌دادن به چپاولگری‌ها ـ كرده است اگر جشن بگیرد، حق دارد. ما امیدواریم كه نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به‌زودی انجام گیرد و ملت‌های شریف اسلامی به این انگل‌های خائن، آن كنند كه ملت ما با محمدرضای خائن كرد؛ و به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع روابط با ابرقدرت‌ها خصوصاً آمریكا نمایند. من كراراً گوشزد نموده‌ام كه رابطه ما با امثال آمریكا، رابطه ملت مظلوم با جهان‌خواران است.
شما ای ملت عزیز! كه برای رضای خداوند متعال، با بانگ " الله اكبر" بر دشمنان خود چیره شدید و آزادی و استقلال را به دست آوردید با اتكال به خداوند تعالی و حفظ وحدت كلمه مهیا باشید برای رودررویی دشمنان اسلام و دشمنان مستضعفین؛ شما به خواست خدای تعالی پیروز هستید و بر مشكلات غلبه خواهید كرد. صدام حسین كه همچون شاه مخلوع، چهره قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف كمر بسته و با مسلمانان مظلوم برای رضای كارتر، آن كند كه مغول كرد و با علمای اسلام خصوصا حضرت آیت‌الله آقای سید محمدباقر صدر آن كند كه رضا خان و محمدرضا پهلوی با علما و روحانیون و سایر طبقات كردند، باید بداند كه با این اعمال ضد اسلامی، گور خودش و رژیم تحمیلی غیرانسانی و غیرقانونی بعث را با دست خود می‌كند.
ملت شریف عراق! شما اخلاف آنان هستید كه انگلیس را از عراق راندند؛ بپا خیزید و قبل از آنكه این رژیم فاسد همه چیز شما را تباه كند، دست جنایتكار او را از كشور اسلامی خود قطع كنید. ای عشایر فرات و دجله! همه با هم و با همه ملت اتحاد كنید و این ریشه فساد را قبل از آن كه فرصت از دست برود، قلع و قمع نمایید و برای خدا، دفاع از كشور اسلامی خود و از اسلام مقدس نمایید كه خدا با شماست.
ای ارتش عراق! اطاعت از این مخالف اسلام و قرآن نكنید و به ملت بگرایید و دست آمریكا را كه از آستین صدام بیرون آمده است قطع كنید و بدانید اطاعت از این سفاك، مخالفت با خدای متعال است و جزای آن عار و نار است. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و كشور ایران را خواستارم. و السلام علیكم و رحمه الله.
روح‌الله الموسوی الخمینی»
(صحیفه نور، جلد دوازدهم، صفحه ۲۳۳)
2 نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 17:20  توسط تمیس  | 

مجازات اعدام
                        نظر سنجی!!!!

منبع: سایت حقوق سبز

2 نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 5:54  توسط تمیس  | 

دل نگران انسان باشیم
استاد ملکیان صحبت بسیار زیبائی دارند. گفتم توی وبلاگ هم بگذرام.
 
«... من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسانهاي گوشت و خون داري‌هستم که مي آيند، رنج مي برند و مي روند. سعي کنيم که اولا : انسانها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند، به حقايق هرچه بيشتري دست يابند؛ ثانيا هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثا هرچه بيشتر به نيکي و نيکوکاري بگرايند و براي تحقّق اين سه هدف از هرچه سودمند مي تواند بود بهره مند گردند، از دين گرفته تا علم، فلسفه، هنر، ادبيات و همه دستاوردهاي بشري ديگر. »
 
منبع: وبلاگ نیلوفر
2 نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 14:50  توسط تمیس  | 

سالروز یازده سپتامبر
در چنین روزی در سال ۲۰۰۱ میلادی یکی از خبرسازترین وقایع جهان در کشور آمریکا به وقوع پیوست که به گفته بر خی از ناظران سیاسی جهان ، تاریخ جهان را دستخوش تحولاتی عدیده قرار دا . در این روز چهار فروند هواپیمای مسافری( دوفروند هواپیما متعلق به یونایتد ایرلاین و دوفروند هواپیما متعلق به ارلاین ) که از بوستون ، لس آنجلس و نیوجرسی به مقصد چهار شهر مختلف در حرکت بودند ، در یک زمان ربوده شدند . هواپپیما ربایان همه مسا فران در پرواز را به انتهای هواپیما راهنمایی کردند. در میان این افراد کمک خلبان و خلبان نیز به چشم می خوردند. آنها بر خلاف همیشه از کسی چیزی نمی خواستند بلکه دست به یک اقدام انتحاری زده بودند و قصد داشتند که قلب وال استریت ، کاخ سفید و پنتاگون را که نماد قدرت اقتصادی ، سیاسی و نظامی آمریکا بود ند، نشانه روند. نخستین هواپیما در ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح خود را به یکی از بر ج های دو قلو ی مرکز تجارت جهانی کوبید و وارد طبقه هفتاد و سوم آن شد . ماموران نجات در منطقه بسر می بردند که هواپیمای دوم کمتر از بیست دقیقه بعد (یک بویینگ ۷۶۷ ) خود را به ساختمان دیگر کوبید . هر دو برج طعمه حریق شدند . (بر ج های دو قلو ۱۱۸ طبقه ای با ارتفاع ۴۱۰ متر در سال ۱۹۷۳ میلادی ساخته شده بودند ). در همین زمان جرج دبلیو بوش رییس جمهور آمریکا خبر داد که آمریکا دچار حمله ای تروریستی شده است و در نتیجه اعلام حالت فوق العاد ه را برای این کشور ضروی دانست .دقایقی بعد نیروی هوایی این کشور اعلام کرد که پرواز در سراسر آمریکا ممنوع اعلام شده است اما این اخطار مانع از آن نشد که هواپیمای سوم با ساختمان پنتاگون بر خورد کند . در این حال ساختمان سازمان ملل تخلیه شد و رییس جمهور آمریکا به نقطه نامعلومی رفت . در ساعت های بعد پس از تخلیه افراد حاضر در برج های دو قلوخبر رسید که هواپیمای چهارم در راه رسیدن به کاخ سفید، در جنگل های پتسبورگ سقوط کرده است . در ساعت های های بعد هر دو برج فرو ریخت و جز تلی از آن دو باقی نماند. در این فاجعه شمار زیادی از افراد حاضر در برج کشته و مجروح شدند. به رغم بر خی گمانه زنی ها ، هنوز نیز عاملان این حادثه وحشتناک مشخص نشده اند ، گرچه دولت آمریکا تلاش دارد گروه القاعده را عاملان این حادثه شگرف معرفی کند .
2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 1:52  توسط تمیس  | 

کنفرانس دین و مدرنیته دو - حتماَ شرکت کنید. لطفاَ بقیه را هم در جریان بگذارید.

یک سال پس از برگزاری سمينار «دين و مدرنيته»، «مؤسسه گفتگوی اديان» میزبان سمینار «دین و مدرنیته۲» خواهد بود که با عنوان فرعیِ «آسیب‌شناسیِ "روشنفکری دینی"» در تاريخ پنجشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۳۸۶ از ساعت ۹:۳۰ الی ۱۹ در حسینیه ارشاد برگزار خواهد شد. هدف از برگزاری اين سمينار آسیب‌شناسی فکری و اجتماعیِ سنت، مدرسه، نیرو، جریانِ "روشنفکری دینی" است؛ سنتی جریان‌ساز در ایران معاصر که کوشیده‌است اسلام و مدرنیته را به صلح کنار هم بنشاند (در این‌جا مراد از "روشنفکری دینی" کارنامه روشنفکران دیندار و دین‌اندیشِ معاصر ایرانی – با تأکید بر چهره‌های شاخص کنونی آن – و سنت/جریان فکری و اجتماعی‌ ملهم از اندیشه‌های این اندیشمندان است). در این سمینار یک‌روزه جمعی از تأثیرگذارترین "روشنفکران دینی" ايرانی و منتقدان این جریان عصاره­ی تأملات خود را در اين زمينه با علاقه­مندان در ميان خواهند گذاشت.

 

برنامه دقیق سمینار را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید.

شما هم حتماً شرکت کنید و به دیگران هم خبر دهید.

 

منبع : وبلاگ شخصی جناب آقای ابطحی وبنوشته ها  برای بازدید از وبلاگ ایشان کلیک کنید. 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 20:50  توسط تمیس  | 

پاپ هم نگران هست
پاپ بندیكت شانزدهم روز شنبه با انتقاد از سست شدن نهاد ازدواج به ده‌ها هزار جوان كاتولیك گفت كه دعا می‌كند تا بحران ایجاد شده در ارزش‌های سنتی خانواده به شكستی برگشت ناپذیر تبدیل نشود.
به نقل از آسوشیتدپرس، پاپ این سخنان را در جمع ۳۰۰ هزار جوانی زد كه برای زیارت و عبادت و نشان دادن اینكه به رغم شكست عده زیادی در این امر آنها در ازدواج موفق خواهند بود، به شهر مقدس «لورتو» در ایتالیا رفته بودند.
بندیكت در این مراسم گفت:" در اطراف خود به شدت شاهد شكست عشق هستیم. چه تعداد زوج در زندگی موفق نشده و جدا می‌شوند؟ چه تعداد خانواده‌ها از هم گسیخته می‌شوند؟ چه تعداد از جوانان از جمله خود شمایی كه در اینجا حضور دارید شاهد جدایی پدر و مادرها و طلاق بوده‌اید؟"
این چندمین باری است كه پاپ بندیكت شانزدهم از سست شدن بنیان ارزش‌های خانوادگی انتقاد و از ازدواج سنتی میان مرد و زن حمایت می‌كند.
بندیكت به جوانانی كه با توجه به تجربیات زیاد اطرافیان از ازدواج می ترسند، گفت به خدا ایمان داشته باشند و با تكرار یكی از جمله‌های همیشگی پاپ ژان پل دوم گفت :" هیچ گاه نترسید."
* شهر «لورتو» یكی از مقدسترین شهرهای ایتالیاست كه آرامگاه مریم مقدس هم در همین شهر قرار دارد.
2 نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 20:32  توسط تمیس  | 

به مناسبت سالروز درگذشت فردریش نیچه

*انسان کلبه کوچک خود را در کنار توده ای از برف و در دهانه آتشفشان بنا کرده است .      

*انسان از آغاز وجود ،خود را خیلی کم شاد کرده است . برادران! اولین گناه همین است.

هرچه بیشتر خود را شاد کنیم ، آزارهای دیگران را بیشتر از یاد می بریم.                        

*این اندرز من است ؛ هرکه می خواهد پرواز را یاد بگیرد باید اول ایستادن و رفتن و دویدن را یاد بگیرد . پرواز را نمی شود پرید.                                                                      

 *پختگی رسیدن به جدیتی است که بچه ها هنگام بازی دارند.                                         

 *برای کرم ها ، جسدی پوسیده ،جذاب و زیباست .اما برای آدم ها ،کرم موجودی زشت است. رویای کرم از بهشت ، لاشه ای چاق و چله و گندیده است و رویای استادان فلسفه در دانشگاه ،چنگ انداختن به دل و روده ی شوپنهاور است .                                                         

 * همیشه اندکی دیوانگی در عشق هست . اما همیشه اندکی منطق نیز در دیوانگی هست .      

 *در کوهستان کوتاه ترین راه از قله ای به قله دیگر است  اما برای گذشتن از آن باید پاهای دراز داشت.

فردریش نیچه

2 نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 23:58  توسط تمیس  | 

مقابله با فقر

آنچه كه در درجه اول براي مقابله با فقر اهميت دارد شكل‌گيري اراده سياسي در اين زمينه است. از لحاظ سياسي مسئله از بين بردن فقر با صدور اعلاميه هزاره در سال 2000 و توافقات دولتها در نشست جهاني سال 2005 حل شده است. حال كه چارچوب سياسي قضيه ايجاد شده نياز به عمل است. دولتها بايد اموري را انجام دهند تا فقر  از بين برود و در اين ميان مسئوليت اوليه بر دوش دولتهاي با جوامع فقير خواهد بود. در كنار آنها دولتهاي توسعه‌يافته و نهادهاي بين‌المللي نيز نقش كمكي مهمي برعهده دارند.

اهداف توسعه هزاره بايد در كانون راهبردهاي ملي و بين‌المللي ريشه‌كني فقر قرار داشته باشد. كاهش قابل توجه منابع، بازبيني اهداف توسعه هزاره را ضروري مي‌سازد. تعهدات دولتها در زمينه‌ي اتخاذ سياستهاي درست و حكومت شايسته بايد در همه سطوح ايفا شود. حمايت از كشورها بايد بر پايه‌ي استراتژي كاهش فقر بر مبناي اهداف توسعه‌ي هزاره پايه‌ريزي گردد. به عبارت ديگر همه‌ي كشورها بايد مجدداً خود را نسبت به اهداف محو فقر، نيل به رشد اقتصادي پايدار و ارتقاي توسعه پايدار ملزم بدانند.

انشاء الله که کشورها با همکاری همدیگر و مساعدت مردم جهان با سازمان ملل متحد و دولت هایشان فقر از جهان ریشه کن شود.

به امید آن روز

 

عزیزانی که از اهداف هزاره اطلاع کافی ندارند. خواهش میکنم به سایت سازمان ملل متحد مراجعه کنند.

2 نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 10:53  توسط تمیس  | 

وحید - آینده یک کودک بهزیستی

"وحید" یك كودك خیابانی است. نه چهره، نه لباس، نه رفتار و گفتارش هیچ‌یك نشانی از یك كودك خیابانی ندارد اما به عمق حرف‌هایش كه توجه می‌كنی تازه نشانه‌های همان كودكان نحیف خیابانی را می‌یابی كه كودكی را در كوچه پس كوچه‌های بزرگسالی تجربه كرده‌اند. آن‌ها از همان كودكی می‌دانند طلاق، بی‌پناهی، گرسنگی، خیابان، جرم و تنهایی چیست. از همان كودكی آرزو می‌كنند كه ای كاش دست حمایتی پشتیبانشان بود. آن‌چنان كه وحید در بزرگسالی نیز آرزو می‌كند كه ای كاش "از بچگی كودك شبانه‌روزی بهزیستی بودم".
این‌جا مركز مراقبت پس از خروج از زندان است. "وحید" مقابلم
می‌نشیند می‌گوید «۱۷ ساله‌ام»؛ بعدا متوجه می‌شوم كه ۲۰ سال دارد. او به جرم سرقت از بهزیستی كه حدود هشت یا نه سال را در آنجا سپری كرده، مدتی را در كانون اصلاح و تربیت به سر می‌برد. قاضی پرونده‌اش در دادگاه دستور می‌دهد كه وحید به مركز مراقبت پس از خروج از زندان برود.
پدر و مادر وحید هنگامی كه او دوساله بود از یكدیگر
جدا ‌شدند و پدر هنگامی كه وحید ۷ ساله بود فوت كرد. پس از آن، او و برادر بزرگش مدتی را نزد بعضی از اقوام سپری می‌كنند و بعد به تهران می‌آیند، مدتی آواره در خیابان‌ها و سرانجام توسط شهرداری جمع آوری و به بهزیستی سپرده می‌شوند. از آن زمان تاكنون وحید در بهزیستی زندگی می‌كند اما او به علت سرقت از خود بهزیستی یك‌ماه به كانون می‌رود و پس از آن با وجود تلاش‌های مركز مراقبت، بهزیستی به سختی او را می‌پذیرد اما بازهم درگیری پیش می‌آید و این بار، طبق محتویات پرونده، دیگر بهزیستی از پذیرش او امتناع می‌كند، وحید دوباره به خیابان باز می‌گردد و به اتهام خلاف و ولگردی مجددا دو ماه به كانون و یك‌بار هم به زندان قزل‌حصار می‌رود.
وحید
می‌گوید "یك اتاق گرفته بودم. به خاطر دوستای نابابم خونه‌مو از دست دادم. دوستام دزدی كردند صاحب‌خونه فهمید. بعد آواره خیابون شدیم. الان برادرم خونه داره ولی با هم نمی‌سازیم". وقتی می‌پرسم دادگاه در زمان فوت پدرت قیمی تعیین نكرده؟ می‌گوید: "دادگاهی وجود نداشت. هیچ‌كس قبول نكرد ما بریم پیش آنها."
وحید از كودكی به
عنوان كودك خیابانی تحت نظارت بهزیستی بوده اما در این مدت سوادش در حد همان دوكلاسی كه از بچگی آموخته باقی می‌ماند. خودش می‌گوید: "من از بچگی هیچ‌كس را نداشتم. باید از همان موقع بهزیستی مرا به عنوان كودك شبانه روزی می‌پذیرفت، اما وقتی پدرم مرد چون شغلش را به جای كارگر، معلم نوشته بودند مرا نپذیرفتند. نمی‌دانم پدرم كی از گور بلند شده معلم شده..." و وقتی از او می‌پرسم چه نفعی برای آنها دارد كه شغل پدر تو را عوض كنند تا تو را نپذیرند جوابی ندارد می‌گوید "نمی‌دانم لابد نفعی دارد." نمی‌دانم راست می‌گوید یا دروغ ولی اعتماد تنها چاره‌ی پیش روست.
می‌گوید: "من هرچقدر براتون توضیح بدم نمی‌تونید درك كنید چون
ندیدید، نكشیدید. من ۸سال در خیابان خوابیدم. قسم خورده بودم از كانون كه اومدم بیرون؛ زندگی‌مو عوض كنم می‌گفتم شاید یك اتفاقی بیفته زندگیم عوض شه! یك ذره شد ولی بازم... ".
وقتی از او می‌پرسم چه اتفاقی باید بیفتد كه زندگی‌ات را عوض
كند؟ می‌گوید: "كمك كنند. بالاخره دولت، بهزیستی و مركز مراقبت را گذاشتند. همه می‌گویند از شما حركت از خدا بركت! من حركت می‌كنم ولی باید یك نفر كمك كند. من الان ۱۹ ساله‌ام ولی باید نهضت برم. بهزیستی هم مقصر است. وقتی بهشون می‌گم من چی كار كنم. راحت می‌گن برو بیرون. به ما ربطی ندارد. اصلا بهزیستی را برای چی درست كردند همین كه یك جای خواب به بچه‌های كوچیك بدن! و وقتی ۱۸ سالشون شد بندازنشون بیرون؟ بهزیستی هیچ كمكی نكرد."
می‌گوید:" شما تبلیغ كنید. من كه هیچی. من
پریشب خودمو آویزون كرده بودم اگه یكی از بچه‌ها ۳۰ ثانیه دیر رسیده بود، زده بودم زیرصندلی. خانم یه جوری خبرنگاری كنید كه به چهارنفر هم سن و سال ما كمك كنید. اگه پدر و مادر من این‌طوری شدن گناه من چیه؟ من فقط می‌گم لااقل یك زندگی داشته باشم كه دزدی نكنم. من هم می خوام مثل بقیه زندگی كنم."

 خانواده‌ای را در نظر بگیرید كه در آن شكل ارتباطی روابط پدر و مادر به دلایل مختلفی اعم از اعتیاد والدین و به ویژه پدر، فقر، بیكاری، فشارهای مزمن اقتصادی، تفاوت‌های عمیق فرهنگی، ناسازگاری وغیره آسیب‌های جدی دیده باشد. همان‌گونه كه در زندگی وحید اتفاق افتاد.
وی توضیح می‌دهد: مادر وحید در ۲ سالگی او از پدرش جدا می‌شود. پدر در سن ۷ سالگی وی در اثر تصادف فوت می‌كند. - او و برادرش كه ۳ سال از وی بزرگ‌تر است و اكنون با تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی و با الوانی از سوابق كیفری مختلف در زندان به سر می‌برد- ناگزیر پس از یك‌سال سرگردانی و بلاتكلیفی و نگهداری شدن‌های چرخشی توسط همسایگان، آشنایان و اقوام نسبی و سببی تصمیم می‌گیرند كه از شهرستان به تهران مهاجرت كنند. او ۸ ساله و بردارش۱۱ ساله بوده‌اند كه چنین تصمیمی می‌گیرند.  آن‌ها صبح‌ها به سرقت از داخل مغازه‌ها و اجناس فروشگاه‌ها یا بساط كردن اجناس سرقتی سپری می‌كنند و شب‌ها در حرم و زمستان در كنار هواكش رستوران‌های بزرگ می‌خوابیدند و تفریح آنها تبدیل به سرقت در پارك‌ها، سینماها، اتوبوس و اماكن پرتردد می‌شود. به تدریج فروش مواد افیونی به دیگران و رفتارهای ضد اجتماعی نیز در زمره الگوهای شخصیتی آن‌ها قرار می‌گیرد
.

نکته: بی توجهی پدر و مادر به فرزندان. مخصوصاْ طرد آنها از خانواده و بی‌توجهی به آنها باعث نزول اعتماد به نفس. اعتقاد به مقبول نبودن. اعتقاد به وجود شر و نامطلوب خود و امثالهم می‌شود. خواهش می کنم این مسئله را اگر اطراف خود دیدید به پدر و مادر گوشزد کنید.

این گزارش چند تا نکته دارد:

۱. از وظایف بهزیستی این هست که کلاس درس برای کودکان فراهم کند. که یک پسر ۲۰ ساله تازه نخواهد برود نهضت سواد آموزی. که به نظر میرسه قصور شده است.

۲. نداشتن قیم و عدم پیگیری مسائل حقوقی این کودک توسط مراجع مسئول اقدامات تامینی و تربیتی

۳. نبودن سیستم مناسب نظارت بعد از آزادی از مراکز بهزیستی کما اینکه خود وحید اعلام میکند که نظارت کنند.

۴. عدم تامین آینده شغلی (البته این مسئله فقط شامل این بنده‌های خدا نمی‌شود

۵. آموزش شغلی قبل از بیرون آمدن از بهزیستی باید باشد. چرا که فرد بعد از آزادی بتواند به شغل ادامه دهد. نه اینکه سال ۸۵ که وحید ۱۹ سال دارد تازه نامه به فنی حرفه ای داده شود که برای آموزش آرایشگری به آنجا مراجعه کند. گویا خیلی هم همکاری نکرده اند.

۶. پرورش ناکافی روحیه مبارزه و تامین روانی بچه ها. به نظر بنده اقدام به خود کشی وحید موید این مسئله است.

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 3:52  توسط تمیس  | 

ندا به اهل عالم

فی الحقیقه جهان بسوی سرنوشت خویش روان است بگذارید رهبران نیروی تجزّی بخش و تفرقه انداز جهان هر چه بخواهند بگویند  امّا واقعیّت اینست که امروز مردم و ملل جهان متقابلا محتاج یکدیگرند و استقلال محض برای هیچ کس امکان ندارد. امروز بشر لزوم وحدت اقتصادی جهان را شناخته و فهمیده و دانسته است که رفاه جزء در رفاه کلّ است و مشقّت جزء سبب مشقّت کلّ ...

2 نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 9:12  توسط تمیس  | 

پیاده رو نشین ها - خواهشم میکنم از مشکلات دیگران ساده عبور نکنید!!

اعوذب ا... من نفسی

خدا روزی بعضی از شما را از بعضی دیگر افزون کرده است. پس آنان که فزونی یافته اند از روزی خود به بندگان خویش نمی دهند تا همه در روزی یکسان شوند؟

                                                        (سوره نحل آیه 71)

 

تصاویر گویا نیست. عکاس بینوا رویش نشد نزدیکتر شود. مادر دخترک هم نخواست که از نزدیک از چهره دخترک تصویری تهیه شود.

 

 

زن بینوا می گفت " وقت قرارداد اجاره خانه که تمام شد، صاحبخانه که می بیند مستاجرهایش آهی در بساط ندارند به بهانه اینکه در خانه باجناغم اتاقی برای شما تهیه کرده ام اسباب و اثاث مان را بار ماشین کرد وقتی از اطراف محل قدیمی مان دور شدیم به ناگاه راننده ترمز کرد و به همراه صاحبخانه اسباب مان را بر روی خیابان خالی کردند و رفتند."

الان ده روزی است که در پیاده رو کنار دیوار مدرسه ای که نامش علی بین ابیطالب است سکنی گزیده اند.

"مرد خانه مان راننده سرویس کارکنان ایران خودرو می باشد. پیمانی کار می کند. ماشین از خودمان نیست."

دخترک رنگ پریده است و ده دوازده سالی بیشتر ندارد و در فضای اطراف بین وسیله های خانه نشسته است.  

 

 

روزها مرد درخانه (پیاده رو) نیست سرکار است و شبها ... .

تا کنون از طریق مساجد محل و شهرداری منطقه 15 و کمیته امداد اقدام موثری انجام نشده است.

نشانی محل اقامت: تهران، افسریه، شهرک مسعودیه،اسلام آباد، خیابان مسلم، پیاده رو جنب مدرسه علی ابن ابیطالب.

 

 

پی نوشت :

1-  از تمامی عزیزان خواهش می شود به هر گونه ای که خود صلاح می دانند در تکثیر و پخش این خبر همکاری نمایند. اگر مقدور است در پست های وبلاگتان کار کنید یا در پی نوشت های مطالب خود به همراه آدرس وبلاگ حقیر اشاره نمایند.

2-  از دوستانی که به نوعی با اصحاب رسانه های جمعی همانند روزنامه ها ، صدا و سیما و سایتهای خبری و خبرگزاری ها ارتباطاتی دارند تقاضا می شود نسبت به پخش و فراگیر شدن جریان مزبور عنایت نمایند.

3-  از تمامی دوستانی که به نوعی در اطرافیان خود از اصحاب قدرت و ثروت آشنایی دارند عاجزانه تقاضا می شود نسبت به انتقال مطلب حاضر اقدام فرمایند، شاید که در این بین از وزیری و وکیلی و تاجری و ورزشکاری و ... کسی پیدا شود که بتواند مشکل این بندگان خدا را حل نماید.

4-  در صورتی که عزیزی توان کمک دارد(به هر شکلی) خواهش می شود سریع اقدام نماید. ده روز( امروز بیست و هشتم مرداد هم گذشت)  از پیاده رو نشینی این خانواده می گذرد.

5-  دوستانی که تمایل به کمک و همیاری این بندگان خدا را دارند می توانند با حقیر از طریق پیام عمومی و خصوصی یا پست الکترونیک تماس حاصل نمایند.

                                                                    mahoor13600@yahoo.com

منبع: فریاد سبز 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:1  توسط تمیس  | 

خوب و بد مسلمانان اروپائی از نگاه نظرسنجی اروپائی ها

اداره نظارت بر مهاجران و مبارزه با ترس از خارجیان اتحادیه اروپا، در بیانیه خود اعلام کرده است:

شهروندان اروپائی خصایص ناپسندی برای مسلمانان قائل هستند، برای مثال ۸۳ درصد اسپانیائی ها و ۷۸ درصد انگلیسی ها، مسلمانان را متعصب می دانند. ۶۲ درصد اسپانیائی ها و 52 درصد شهروندان آلمان آنان را خشن و تندرو و ۴۲ درصد اسپانیائی ها و ۳۸ درصد فرانسوی ها مسلمانان را خود خواه قلمداد می نمایند. در جواب سؤالاتی مبنی بر خصلت های خوب مسلمانان، ۷۰ درصد آنان ایشان را افرادی معتقد، مورد اطمینان، صادق و بخشنده به شمار می آورند...

 

نقل مستقیم و بدون تصرف از وبنوشته ها - وبلاگ شخصی آقای ابطحی

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 14:51  توسط تمیس  | 

فیلترنت ایرانی و آش شور

یک ضرب المثل فارسی هست که آش آن قدر شور شده که خود آشپز هم فهمیده؛ حالا امروز نماینده اسلام آباد غرب در مجلس کلی ناراحت شده و در جلسه علنی تذکر شفاهی داده که اینترنتی که نمایندگان مجلس می توانند از آن استفاده کنند به حدی انقباضی است (همان فیلتر خودمان)، که امکان دسترسی به بسیاری از سایت ها وجود ندارد. ایشان اضافه کرده اند نمایندگان به مسائل به مسائل اخلاقی و منافع ملی پای بند هستند ولی فیلترینگ، رسانه را به موضوع خنثی تبدیل کرده است.

ظاهراً این نماینده که از نامداران جناح راست هم هست، در طول این سال ها برای اولین بار است که به اینترنت سر می زند. سال هاست که این انقباض مورد نظر ایشان که ما به آن فیلترینگ می گوئیم، همه مجاری رسیدن به اینترنت را سد کرده است و هم چنان که خودشان گفته اند فیلترینگ رسانه را نه تنها خنثی کرده، بلکه نابود کرده است. البته نمایندگان مردم که به مسائل اخلاقی و منافع ملی پای بندند ولی مردم کشور ما هم مردمی اخلاقی هستند. اگر نباشند که چرا این قدر به وجود آنان افتخار می شود! اگر زور آقای نماینده اسلام آباد می رسد لطفاً یک کاری برای مردم هم بکند که این قدر برای دیدن اینترنت اخلاقی به زحمت نیفتند.

کاش این آقای نماینده که امروز به اینترنت سر زده، دیگر نمایندگان را هم تشویق کند تا به اینترنت سر بزنند. شاید مشکل اینترنت در ایران که بیشتر فیلترنت شده است حل شود. حداقل می توان آنان را تشویق کرد که در این چند ماهه تا انتخابات این کار را بکنند، کلی می تواند رأی جمع کند. گفته باشم!

ضمناً برای این آقای نماینده بر و بچه های اینترنتی می توانند فیلترشکن مجانی هم بفرستند تا فعلاً کارشان راه بیفتد و هم بدانند که فیلترینگ فقط راه رفتن روی اعصاب جوان هاست؛ جلوی ورود به سایت ها گرفته نمی شود.

در دوران آقای خاتمی هم البته، نتوانستیم جلو فیلتر غیر مفید را بگیریم. بخشی از آن به دلیل این که مسئولانش موضوع را نمی شناختند، بخشی از آن به خاطر ملاحظات ویژه و عمده دلیل آن برای این که پرونده فیلترینگ است دادستان عمومی و انقلاب تهران بود. همین آقای مرتضوی با همان لهجه شیرین یزدی؛ ولی نه به این قدر شوری فعلی!

کاش کسی می فهمید این فیلترینگ آزار دهنده که با فیلترشکن به راحتی قابل دور زدن است چه قدر جامعه جوان و اهل تحقیق کشور را آزار می دهد.

 

نقل مستقیم و بدون تصرف از وبنوشته ها

وبلاگ شخصی یکی از عزیزترین هایی که در ایران میشناسم.

آقای سید محمد علی ابطحی.

مشاور و رئیس دفتر جناب آقای خاتمی در دولت سابق

عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون

موسس موسسه گفتگوی ادیان

 

پیشنهاد میکنم حتماْ از وبلاگ ایشون روزانه بازدید کنید.

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 1:37  توسط تمیس  | 

مجازات های جایگزین

كلیات لایحه مجازات های اجتماعی جایگزین زندان در اردیبهشت ماه سال گذشته در مجلس مطرح و با ۱۳۰ رأی موافق به تصویب رسید، سپس در كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس و در كمیته های كارشناسی آن مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت، در روز چهاردهم مردادماه تصویب نهایی آن به صورت آزمایشی به كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس واگذار شد. در صورت تصویب نهایی این لایحه، از اثرات مخرب زندانی شدن افراد به خاطر جرائم ساده و كوچك كاسته خواهد شد.

زندان به عنوان یك مجازات خاستگاهی اروپایی دارد. در نظام كیفری اسلام از زندان حداقل استفاده صورت گرفته است . هرچند این نوع مجازات، محكوم را از اجتماع جدا می كند تا او را برای زندگی سالم در اجتماع تربیت و اصلاح كند اما به گفته یكی از صاحبنظران،اصلاح انسان در چهاردیواری زندان برای زندگی در اجتماع گسترده مقدور نیست. تجربه یك صدسال گذشته این مجازات هم این موضوع را اثبات می كند، به طوری كه امروزه استفاده از مجازات حبس به حداقل رسیده است و اغلب كشورهای پیشرفته درصدد یافتن جایگزین های مناسبی برای زندان هستند. علت مهم این تغییر رویكرد هزینه بالای مجازات زندان برای اجتماع، زندانی و خانواده اوست، چرا كه زندان به طرق مختلف هزینه های اقتصادی و اجتماعی بی شماری را بر جامعه تحمیل می كند كه از دست دادن نیروی كار فعال، شیوع جرایم، توسعه فرهنگ جرم از آن جمله است. علاوه براین تأثیرات نامطلوب جسمانی و روحی بر زندانی گذاشته و موجب از دست دادن فرصت های ارزشمند زندگی او و یادگیری خرده فرهنگ های مجرمانه می شود. اثرات سوء این مجازات بر خانواده و اطرافیان زندانی نیز آشكار است.

حذف حدود ۳۰۰ عنوان حبس

دكتر جواد طهماسبی مدیركل تدوین لوایح و برنامه های قوه قضائیه درباره لایحه مجازات های اجتماعی جایگزین زندان می گوید: « لایحه مجازات های اجتماعی جایگزین زندان با هدف كاهش آثار سوء زندان در جامعه، در سال ۸۱در مركز مطالعات توسعه قضایی قوه قضائیه پس از انجام مطالعات تطبیقی و مفهومی لازم، تدوین شد. این لایحه كه هم اكنون در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است در ۳ باب و ۳۱ ماده تدوین شده است و چنانچه این لایحه به تصویب نهایی برسد نزدیك به ۳۰۰ عنوان حبس از قوانین قضایی، مجازات های انضباطی ، اداری و محرومیت های اجتماعی حذف و به جای آنها ازمجازات های اجتماعی در باره مرتكبین جرائم سبك استفاده می شود

وی ادامه می دهد: «البته این لایحه در باره مجرمینی كه سابقه كیفری دارند و یا خطرناك اند و هم چنین مجرمین حرفه ای اعمال نخواهد شد و فقط شامل مجرمینی می شودكه برای نخستین بار و یا به صورت اتفاقی مرتكب جرایم سبك شده اند

طهماسبی با بیان این كه مجازات های جایگزین پیش بینی شده دراین لایحه به طور كلی به ۴ دسته تقسیم می شوند، می گوید: «در بند اول باعنوان دوره مراقبت، دادگاه، فرد را با رعایت شرایط پیش بینی شده دراین لایحه، حداقل ۳ماه و حداكثر ۳ سال الزام به دستوراتی از قبیل حرفه آموزی ، گذراندن دوره های آموزشی، اقامت در محلی معین، ترك معاشرت با افراد خاص و غیره محكوم می كند. در بند دوم، محكوم علیه، بدون دریافت دستمزد به دستور دادگاه به نفع جامعه خدمات عمومی نظیر كاشتن درخت ، خدمت در پارك ها و مؤسسات عمومی محكوم می شود. البته دادگاه با توجه به نوع جرم ، سن ، جنس ، توانایی جسمانی ، روانی و مهارت شخص وی را به انجام این خدمات ملزم خواهد كرد

وی توضیح می دهد: «دادگاه با توجه به بند سوم این لایحه، با در نظر گرفتن درآمد محكوم علیه، هزینه های زندگی او و شدت جرم ارتكابی، مجرم را به پرداخت جزای نقدی روزانه محكوم می كند و در آخر دادگاه می تواند متهم را از حقوق اجتماعی مانند انفصال از خدمات و مشاغل دولتی، تعطیلی محل كسب، قطع همه یا بخشی از سهمیه های دولتی و محرومیت از حق انتخاب شدن محروم كند».

مدیركل تدوین لوایح قوه قضائیه می افزاید: «ارائه این نوع از مجازات های اجتماعی علاوه بر این كه اثرات مطلوبی بر افراد، خانواده ها، جامعه و دولت می گذارد، می تواند از اثرات منفی و مخرب زندان و نتایجی كه به طور مستقیم متوجه مجرم، خانواده او و همچنین جامعه و یا دولت می شود، بكاهد».

طهماسبی در پاسخ به این سؤال كه مجازات های جایگزین شامل چه جرایمی می شود، می گوید: «اعمال مجازات های اجتماعی درباره جرایم عمدی كه دادگاه برای مجرم تا ۶ ماه حبس، از ۶ ماه تا ۲ سال حبس و شلاق تعزیری پیش بینی كرده، الزامی است مگر این كه متهم دارای سابقه كیفری باشد. درباره جرایم غیرعمدی نیز چنانچه مجازات قانونی جرم تا ۲ سال حبس باشد، اعمال مجازات های جایگزین اجباری است و در صورتی كه بیش از ۲ سال حبس باشد، استفاده از آن از سوی قاضی اختیاری خواهد بود».

به گفته وی شیوه تعیین مجازات ها و اعمال آنها در لایحه موردنظر پیش بینی شده و در مواردی نیز شیوه اجرای آنها با توجه به آئین نامه تعیین خواهد شد.

طهماسبی تأكید می كند: «با توجه به این كه در قوانین كیفری ما برای بیش از ۷۰۰ عنوان جرم، مجازات زندان در نظر گرفته شده و حدود ۱۵ درصد مجازات های قانونی دارای ۶ ماه حبس و ۳۰ درصد آن تا ۲ سال حبس است، در صورت تصویب نهایی مجلس این لایحه جایگزین ۴۵ درصد از عنوان های مجرمانه می شود».

هم به نفع دولت، هم به نفع جامعه، هم به نفع فرد

محمد مصطفایی، وكیل پایه یك دادگستری در این باره می گوید: «تصویب لایحه مجازات های اجتماعی جایگزین زندان براساس موضوع اصل ۸۵ قانون اساسی اخیراً به كمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارجاع داده شده كه این موضوع نشان می دهد نمایندگان مجلس قصد دارند در سریع ترین زمان ممكن این لایحه را به خاطر ضرورت آن در كمیسیون حقوقی و قضایی مورد بررسی قرار داده و به تصویب برسانند».

به گفته وی تصویب نهایی لایحه مجازات اجتماعی جایگزین زندان از سوی كمیسیون حقوقی و قضایی در صورتی كه كارشناسی شده باشد و تمام جوانب موضوع را در نظر گیرد گامی مهم و اساسی در سیاست كیفری و عدالت قضایی محسوب می شود و اجرای آن اثرات مطلوبی را به بار می آورد. از جمله این كه افراد فاقد سابقه كیفری كه به صورت غیرعمد مرتكب جرم شده اند با در نظر گرفتن شرایطی می توانند به دور از زندان به جامعه بازگشته و در كنار خانواده خود به زندگی عادی ادامه دهند.

وی می افزاید: «استفاده از این مجازات ها به شرط آن كه رضایت بزه دیده جلب شود، از یك سو به نفع دولت است چرا كه موجب كاهش هزینه های نگهداری زندانیان می شود و از سویی دیگر با كاهش صدمات روحی و روانی، آسیب های مالی و معیشتی خانواده ها و دغدغه آنها به نفع فرد بزهكار است

حمیده امینی فرد

گزارش روزنامه ایران

2 نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 19:9  توسط تمیس  | 

سالروز حمله اتمی امریکا به هیروشیما

امروز برابر است با ششم اوت ‌٢٠٠٧؛ سالروز حمله‌ی اتمی ‌٦٢ سال پیش آمریكا به هیروشیما. در ششم اوت سال ‌‌١٩٤٥ در ساعت ‌١٥/٨ صبح آمریكا برای اولین بار در تاریخ با استفاده از یك بمب اتمی، ‌‌١٤٠ هزار تن از ساكنان هیروشیما را كشت و عرصه‌ی جدیدی را در كشتار دسته‌جمعی غیر نظامیان به وجود آورد.

در نخستین ساعات روز ششم اوت ‌١٩٤٥(‌١٥ مرداد ‌١٣٢٤) بمب افكن‌ آمریكایی ‌B-۲۹ به نام "انولاگی" (Enola Gay) از جزیره "تین‌جان" به هوا برخاست و به سمت ژاپن حركت كرد. هدف نخست این بمب افكن شهر هیروشیما بود. این شهر در آن زمان تقریبا ‌٣٠٠ هزار تن جمعیت داشت و یك مركز نظامی مهم متشكل از ‌٤٣ هزار سرباز به شمار می‌آمد.

این بمب افكن كه هدایت آن را سرهنگ پل تیبتز بر عهده داشت، قبل از رفتن به ارتفاع ‌٣١ هزار پایی در نزدیكی منطقه هدف در ارتفاع پایین و به صورت اتوپایلوت (خلبان خودكار) پرواز كرد. انولاگی تقریبا ساعت ‌٨:۱۵ صبح به وقت هیروشیما، بمب اورانیوم ‌٩٧٠٠ پوندی موسوم به "پسر كوچولو" (Little Boy) را روی شهر هیروشیما رها كرد. سرهنگ تیبتز برای اجتناب از موج ضربه‌یی احتمالی ناشی از انفجار بلافاصله از محل فاصله گرفت.

این بمب ‌٤٣ ثانیه پس از رها شدن در ارتفاع ‌١٩٠٠ پایی شهر هیروشیما و درست بالای سر یك زمین رژه كه سربازان ارتش دوم ژاپن در آن در حال نرمش بودند، منفجر شد و شدت آن تا حدی بود كه بمب افكن انولاگی را در فاصله ‌١١/٥ مایلی محل انفجار به لرزه در آورد.

سرهنگ پل تیبتز در ابتدا فكر كرد كه آتشبار ضد هوایی در حال شلیك كردن به سمت هواپیما است. اما پس از اینكه دومین موج ضربه‌یی كه از زمین منعكس شده بود به هواپیما ضربه زد، سرنشین‌های بمب افكن از بالا به هیروشیما نگاه كردند.

خلبان بمب افكن به خاطر می‌آورد شهر در توده‌ی عظیمی از گرد و غبار فرو رفته بود كه همانند یك قارچ به شكلی وحشتناك و باور نكردنی در حال بالا آمدن بود؛ بعد‌ها بازده‌ی این انفجار حدود ‌١٥ كیلو تن (معادل ‌١٥ هزار تن TNT) تخمین زده شد.

اما دقایقی قبل از انفجار، آسمان هیروشیما آرام و آفتابی بود. در ساعت ‌٨:۱۵ روز حمله شهر هیروشیما غرق در فعالیت و جنب و جوش بود. سربازان در حال نرمش صبحگاهی بودند، مردم با پای پیاده یا بوسیله دوچرخه در حال تردد بودند. آن دسته از كسانی كه به محل انفجار نزدیك‌تر بودند، در دم كشته شدند و اجسادشان از شدت سوختگی جزغاله شده بود. شدت شعله‌های آتش حاصل از انفجار تا حدی بود كه پرنده‌های در حال پرواز در ارتفاع متوسط در آتش سوختند. بازماندگان حمله‌ی هیروشیما كه در نزدیكی محل انفجار حضور داشتند عموما نور حاصل از این انفجار را كور كننده و همراه با یك موج گرمای ناگهانی و طاقت فرسا توصیف كردند (تاثیرات تشعشعات مواد رادیو اكتیو معمولا بلافاصله ظاهر نمی‌شوند).

موج انفجار تقریبا بلافاصله افرادی را كه در نزدیكی محل انفجار در داخل خانه‌هایشان بودند تحت تاثیر قرار داد و اغلب آنها را به زمین كوبید. آنهایی كه در خانه‌هایشان بودند از سوختگی‌های ناشی از تشعشعات اتمی در امان ماندند. شیشه‌های تمام پنجره‌ها خرد شده، تمام ساختمان‌ها به جز آنهایی كه بسیار مستحكم بودند، فرو ریختند. شدت انفجار تا حدی بود كه یك پسر بچه در حال فرو ریختن خانه‌اش از پنجره‌ها به وسط خیابان پرتاب شد. ظرف چند دقیقه ازهر ‌١٠ نفری كه در محدوده‌ی نیم مایلی یا كمتر محل انفجار حضور داشتند ‌٩ تن كشته شدند.

افرادی كه از محل انفجار دورتر بودند ابتدا یك نور و حرارت شدید و سپس یك غرش كر كننده و موج انفجار شدید را تجربه كردند. تقریبا تمام ساختمان‌هایی كه در محدوده‌ی نیم مایلی محل انفجار بودند ویران و تمام ساختمان‌ها در فاصله‌ی سه مایلی تخریب شدند. تنها كمتر از ‌١٠ درصد از ساختمان‌های شهر بدون آسیب باقی ماندند و موج انفجار شیشه‌های تمام ساختمان‌ها در محدوده‌ دوازده مایلی را خرد كرد.

مشترك‌ترین واكنش اولیه مردمی كه حتی چندین مایل آن طرف‌تر از محل انفجار، در خانه‌هایشان بودند، این بود كه گمان كردند خانه‌شان به طور مستقیم هدف یك بمب قرار گرفته است.

گروه‌های ویژه امداد و نجات اندكی بعد كار خود را شروع كردند ولی تقریبا نیمی از جمعیت شهر كشته یا زخمی شده بودند. مناطقی كه به بیشترین حد تحت تاثیر انفجار قرار گرفته بودند تقریبا هیچ كس از جراحات جدی در امان نمانده بود. حریق‌های كوچك بیشماری كه به طور همزمان سرتاسر شهر را فرا گرفته بود به سرعت ادغام شده و به یك توفان بزرگ آتش تبدیل شد كه باعث ایجاد باد‌های به شدت سهمگین كه به سمت مركز آتش در حركت بودند، شد.

حریق ایجاد شده در نهایت ‌٤/٤ مایل مربع از شهر را در بر گرفت و در پی آن تمام افرادی كه در نخستین دقایق پس از حمله فرار نكرده بودند، كشته شدند.

نتایج یك مطالعه‌ روی قربانیان حمله اتمی به هیروشیما نشان داد كه كمتر از ‌٤/٥ درصد بازماندگان این حمله دچار شكستگی پا شدند. این جراحات چندان عجیب و غیر عادی نبودند و تنها باعث شدند آنهایی كه توان راه‌ رفتن نداشتند گرفتار حریق شوند.

حتی پس از فروكش كردن شعله‌های حریق‌ نیز امداد و نجات از خارج به كندی صورت می‌گرفت. دولت ژاپن تا ساعاتی پس از حمله حتی مطمئن نبود چه اتفاقی رخ داده است. ارتباطات رادیویی و تلگرافی با هیروشیما ناگهان در ساعت ‌٨:۱۶ صبح (یك دقیقه پس از حمله) قطع شد و گزارشات مبهم حاكی از بروز نوعی انفجار در هیروشیما شروع به منتشر شدن كرد ولی فرماندهی كل ارتش ژاپن متوجه شد كه هیچ گونه حمله هوایی در مقیاس وسیع در هیروشیما رخ نداده و یا هیچ گونه ذخایر عظیم مواد منفجره در آنجا وجود نداشته است.

در نهایت یك افسر ژاپنی به هیروشیما اعزام شد تا با هواپیما از بالا اوضاع شهر را بررسی كند و هنگامیكه وی هنوز در حدود ‌١٠٠ مایلی هیروشیما رسید، گزارش داد كه توده‌ی عظیمی از دود و غبار شهر را فرا گرفته است. اولین تایید آنچه كه دقیقا رخ داده تنها ‌١٦ ساعت پس از حمله صورت گرفت و آمریكا اعلام كرد كه هیروشیما را بمباران اتمی كرده است. نهایتا امدادگران از خارج شهر وارد هیروشیما شدند و اوضاع را به طریقی ثبات بخشیدند.

چند روز بعد از حمله پزشكان اولین علایم اشعه‌زدگی را در میان بازماندگان تشخیص دادند. آمار این بیماری به سرعت شروع به بالا رفتن كرد به طوریكه آن دسته از كسانی كه به نظر می‌رسید در حال بهبود هستند مجددا دچار این بیماری جدید عجیب شدند.

هیچ كس به طور قطع نمی‌داند كه در نتیجه حمله‌ی آمریكا به هیروشیما چند تن كشته شدند اما به طور میانگین ‌١٤٠ هزار تن در این انفجار و یا به دلیل تبعات آن كشته شدند.

انفجار اولیه، گرما و حرارت و تاثیرات ناشی از تشعشعات رادیو اكتیو، احتمالا به كشته شدن ‌٧٠ هزار تن انجامید. در پایان سال ‌١٩٤٥ به دلیل تاثیرات باقی مانده‌ی ناشی از باران رادیو اكتیو و دیگر تبعات،‌ تلفات حمله‌ی اتمی به هیروشیما به حدود ‌١٠٠ هزار تن رسید. به دلیل بروز سرطان‌ها و دیگر اثرات بلندمدت مواد رادیو اكتیو مجموع تلفات پنج ساله‌ی این حمله حتی بر اساس برخی برآوردها به ‌٢٠٠ هزار تن رسید.

سه روز پس از انفجار اتمی هیروشیما آمریكا یك حمله اتمی بزرگ‌تر را در تاریخ ‌٩ اوت ‌١٩٤٥ علیه شهر ناكازاكی ترتیب داد. بمب پلوتونیوم كه بر سر مردم این شهر رها شد "مرد چاق" (Fat man) نام داشت كه تقریبا ‌٠٥/٤ كیلوگرم وزن داشت.

از آنجا كه شهر ناكازاكی در میان كوهستان احاطه شده میزان ویرانی‌ها به حدود ‌٦/٢ مایل مربع محدود شد. در این حمله حدود ‌٧٤ هزار تن كشته و همین مقدار زخمی شدند.

دو بمباران اتمی و اعلام جنگ شوروی سابق علیه ژاپن در هشت اوت ‌١٩٤٥ سرانجام هیچ راه‌ چاره‌یی برای این كشور باقی نگذاشت و ژاپن در ‌١٤ اوت ‌١٩٤٥ در جنگ‌ جهانی تسلیم نیروهای متفقین شد.

 

منابع:

,F. G. Gosling, The Manhattan Project: Making the Atomic Bomb DOE/MA-۰۰۰۱; Washington: History Division, Department of Energy) January ‌١٩٩٩), ‌٥١-۵۳